• امروز : دوشنبه - ۱۸ خرداد - ۱۴۰۵
  • برابر با : 23 - ذو الحجة - 1447
  • برابر با : Monday - 8 June - 2026
کل پست ها: 77702اخبار امروز : 0
5

زندگی دوباره پس از ۳۱ سال اعتیاد

  • کد خبر : 8047
  • ۱۷ خرداد ۱۳۹۳ - ۱۱:۳۲

  نعمت ستاری به گفته خود معتاد در حال بهبودی است که پس از ۳۱ سال اعتیاد به هفت ماده مخدر این روزها هفتمین سال پاکی اش را جشن می گیرد. پای صحبتش که می نشینی صداقت در تک تک کلماتش تجلی می یابد و از زمانی می گوید که برای تامین مواد خود دست […]

 

نعمت ستاری به گفته خود معتاد در حال بهبودی است که پس از ۳۱ سال اعتیاد به هفت ماده مخدر این روزها هفتمین سال پاکی اش را جشن می گیرد.

پای صحبتش که می نشینی صداقت در تک تک کلماتش تجلی می یابد و از زمانی می گوید که برای تامین مواد خود دست به دزدی و مواد فروشی هم زده است.

بدون حجاب از گذشته پر درد و رنج دوران اعتیاد خود سخن به میان می آورد چرا که اعتقاد دارد پنهان کاری مهمترین مانع معتادان برای تغییر رویکرد زندگی و بازگشت به کانون خانواده و اجتماع به شمار می رود.

از روزهای سرد زمستان هایی سخن می گوید که بدون سرپناه در خرابه های شهر و زیر پل ها خوابیده است، چرا که تمامی قهوه خانه و دکه ای که محلی گرم و آتشی افروخته داشتند، مانع از حضور وی در جمع خود شده اند.

ستاری که امروز چهره ای بشاش و بدنی استوار و چهار شانه جای چهره زرد و بدن تکیده روزهای اعتیادش را گرفته است، در گفت و گو با خبرنگار ایرنا، تایید شدن از طرف دیگران و ترس از قضاوت اطرافیان و جامعه را از عوامل اصلی روی آوردنش به اعتیاد عنوان می کند که همگی ریشه در کودکی اش دارد.

وی می افزاید: نخستین چیزی که در این خصوص به خاطر می آورد دروغی است که برای تایید شدن از طرف همکلاسی ها در خصوص شغل پدرش گفته است چرا که تصور می کرد گفتن واقعیت می تواند جایگاه وی را نزد اطرافیانش مخدوش کند.

ستاری می گوید: از همان کودکی تایید طلبی، حس خود بزرگ بینی و متفاوت بودن با دیگران را داشتم و زمانی که در سن ۱۶ سالگی در شرایط مصرف مواد مخدر قرار گرفتم این احساسات موجب شد تا تصور کنم می توانم به صورت کنترل شده و به اصطلاح تفننی اقدام به مصرف مواد مخدر کرده و لذت ببرم.

این معتاد رو به بهبودی ادامه می دهد: ولی افسوس که همه اینها خیالی باطل بود و خیلی زود متوجه شدم که برای بازگشت به حالت عای باید روزانه مواد مصرف کنم و ظرف کمتر از یک ماه وابسته به مواد مخدر شدم.

وی آن ایام را روزهای دور شدن از انگیزه ها، مسوولیت ها و هدف های زندگی عنوان و اضافه می کند: آن روزها به جای اینکه تمام حواسم به درس و تعیین رشته تحصیلی باشد و به زندگی خود سر و سامان بدهم به فکر تامین و مصرف مواد مخدر آنهم از هر طریق و روش ممکن و غیر ممکن بودم.

ستاری ادامه می دهد: برای تامین پول مواد از هیچ تلاشی حتی غیرقانونی دریغ نمی کردم و برای این منظور حتی اقدام به سرقت و مواد فروشی نیز کرده ام و بارها به دلیل اعتیاد زندانی شده ام.

وی مجموعه این عوامل و رویکردها فکری و عملی را عاملی برای آغاز ضرر رساندن به خانواده، جامعه و مردم و در نهایت تباهی خود می داند.

ستاری از روزی سرد می گوید که وقتی از همه جا و همه کس رانده شد با این تفکر که مدتی را در محلی گرم همچون بندرعباس زندگی و در همان جا اقدام به تامین و مصرف مواد کند راهی جنوب کشور می شود.

وی می گوید: در آن سفر نیمه های شب به تهران رسیدم و قصد داشتم صبح به سمت بندرعباس راهی شوم به همین منظور زیر پلی خوابیدم و زمانی که بیدار شده و خواستم مواد مصرف کنم از آنجا که پل زیر ایستگاه اتوبوس قرار داشت مردم متوجه حضور من شدند و کسی فریاد زد که بیایید این معتاد را آتش بزنیم.

ستاری ادامه می دهد: در آن لحظه با هر زحمتی بود خود را از چنگ آن افراد خارج کردم ولی هر لحظه به این می اندیشیدم که مگر من انسان نیستم و این افراد در کتاب های درسی نخوانده اند که ˈ بنی آدم اعضای یکدیگرند ˈ

وی با بیان اینکه این سوال مدت ها ذهن مرا درگیر خود کرده بود، می افزاید: در بازگشت دوباره به تبریز زمانی که بار دیگر هوا سرد شده و برف سنگینی باریده بود فردی پیشنهاد کرد که خود را به کمپ های ترک اعتیاد معرفی کنم تا حداقل از سرمای هوا در امان بمانم.

ستاری با اشاره به اینکه برای مراجعه به این کمپ ها باید هزینه و ضامن داشت، می گوید: من که هیچکدام این دو را نداشتم از طریق شورای هماهنگی ستاد مبارزه با مواد مخدر به یکی از این کمپ ها معرفی شدم.

وی از تفکرات به اصطلاح خام خود در لحظه مراجعه به کمپ ترک اعتیاد سخن می گوید که می خواست پس از رهایی از دام اعتیاد بار دیگر به سمت مواد روی آورد ولی تحولی بزرگ زندگیش را دگرگون کرد.

این معتاد درحال بهبودی ادامه می دهد: در آن کمپ در آیینی تحت عنوان روز شکرگزاری به این نتیجه رسیدم که این تصور که بدون مواد مخدر خواهم مرد یک باور غلط است و در همان لحظه از خدا خواستم که کمکم کند تا از منجلاب اعتیاد نجات یابم.

ستاری اضافه می کند: این تحول موجب شد پس از اینکه از نظر جسمی بازتوانی شدم برای تغییر افکار و مسیر فکری و منطقی خود اقدام کنم تا بتوانم بدون بازگشت به مواد مخدر زندگی سالمی داشته باشم.

وی می گوید: پس از رسیدن به این مرحله و رعایت برخی اصول این روزها هفتمین سال پاکی خود را تجربه می کنم و دیگر نیازی به مصرف مواد حتی سیگار را در خود احساس نمی کنم.

ستاری تاکید می کند: در این مدت متوجه شدم که منطق و مسیر فکری من در زندگی اشتباه بوده و پس از ترک اعتیاد و ازدواج کردن زندگی جدید، خوب و سالمی را تجربه می کنم و از خدا به خاطر این هدیه سپاسگزارم.

وی با یادآوری دوباره روزی که مردم قصد آتش کشیدنش را داشتند، می گوید: در ششمین سالگرد پاکی خود به بیمارستان امام رضا (ع) تبریز رفتم و تمام اعضای بدنم را در صورت مرگ مغزی اهداء کردم تا بتوانم علاوه بر جبران خسارات وارده به خانواده و اجتماع خود این پیام را به جامعه بدهم که هر معتادی می تواند قطع مصرف کند و حق و لیاقت هر معتاد است که بدون مصرف مواد زیبا زندگی کند.


منبع خبر: ايرنا ۹۳٫۳٫۱۷

لینک کوتاه : https://news.dchq.ir/3/?p=8047

برچسب ها